مسيح ذبيحى

34

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

مىخوانند و به مشايخين احترامى مىنمايند . مشايخين از حيث سواد و فهم و مدرك بىنصيبند . فقط احكام را شنيده‌اند ولى خودشان در حقّ خودشان جارى نمىكنند تا چه رسد به ديگران . قضاوت آنها ارثى است نه استحقاقى . و مشايخين بزرگ آنها در بخارا و خيوه تحصيل كرده‌اند . مدارس و مكاتب تمام طوايف مدرسه و دارالمعلّمى ندارند . در ميان طايفهء آتاباى / 44 / مدرسه بود . حضرت و الا شاهزاده سپهسالار اعظم در حكومت اوّل استرآبادشان كه اين طايفه بناى سركشى گذاردند خراب و ويران كردند . در طايفهء يلقى مدرسى داير كه طلّاب تحصيل خط ترك و عقايد مىنمايند . ولى در ميان طايفهء جعفرباى ابواب سعادت مفتوح ، و اطفال آن طايفه با كمال خوشبختى تحصيل مىكنند . دو مدرسهء عالى و مزيّنى از چوب تركمان‌ها از روسيه وارد كرده‌اند و خيلى مواظبند . طايفهء جعفرباى ساكن گمش‌تپه از حيث پاكى و تميزى و ثروت نخستين طايفهء يموت است و به واسطهء آمد و شد روس‌ها از حيث مبل و لباس خيلى خوبند و همهء صبحها خودشان را با صابونهاى معطّر شسته و در زمستانها با گالش و پوتين و نيم پالتو راه مىروند و امروز در گمش تپّه صد و پنجاه باب مغازهء چوبى از روسيه وارد كرده‌اند و خيلى قشنگ است . بازارشان رواجى دارد و همه قسم اقمشهء روسى و خرّازى و سماور و ظروف و آرد حاجى طرخان و قند و چايى روسى به فروش مىرسد . مزاوجت وضع مزاوجت يموت خالى از تماشا نيست . دختر ارزان‌تر از بيوه است و كمتر از سيصد تومان نمىشود . ولى جهت زن بيوه و خانه‌دارى كه صاحب صفت است از هزار تومان هم متجاوز مىدهند . پدرانى كه عدّهء اولاد اناثشان زياد است جزو متموّلين شمرده مىشوند و بالعكس بىچيز . مسئلهء نجابت در ميانهء يموت اهميّتى كامل دارد و غير ممكن است فراموش و صرف نظر شود . نجبا را به قول خودشان ايك و نانجيب را غول مىنامند . ايك آنست كه پدر و مادرش هر دو يموت باشند . در اين صورت او نجيب و همه حمايت و عار